مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

738

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

همان راه ديگر پيامبران است جز اينكه در ميان اين اخبار بعضى به تواتر رسيده است و بعضى از رهگذر يك روايت كننده به ما رسيده است و به سندى نمىپيوندد . بعضى از آنها در قرآن آمده يا اثرى بر آن گواهى مىدهد و كتابهاى فرستاده شده از سوى خداوند شاهد آن است . مسلمانان در اين باره كتابهاى بسيار و فراوانى تصنيف كرده‌اند ، اهل اثر و اهل اخبار از طريق اخبار و اهل نظر با شواهد و دليلها و اگر بگويم كه آنها سراسر فصول اين كتاب را پر مىكند يا برابر با فصول اين كتاب است سخنى ياوه نگفته‌ام و سر آن دارم كه در اين فصل اندكى از آنها را بياورم تا اين كتاب از يادكرد آنها تهى نباشد . روايت كرده‌اند كه از پيامبر پرسيدند : از كى پيامبر بودى ؟ گفت : « من به هنگامى كه آدم ميان آب و گل بود ، پيامبر بودم » و روايت شده كه گفت : « . . . و آدم افكنده بود در گل خويش » و عباس در ستايش او سروده است : پيش از اينها تو پاك بودى در سايه ساران / و در جايگاهى كه برگها به هم آمده بود / سپس به سرزمينها فرود آمدى ، آنگاه كه / نه بشرى بود و نه خون بسته‌اى نه جنينى / بلكه نطفه‌اى بود كه در كشتى مىنشست / آنگاه كه كركس و خانواده‌اش را غرق فرا گرفته بود / از پشتى به رحمى انتقال مىيافتى / چون عالمى به پايان مىرسيد ، طبقه‌اى ديگر آغاز مىشد / و تو چون زاده شدى ، زمين روشنايى يافت . / و از فروغ تو آفاق روشن شد . بعضى راويان روايت كرده‌اند كه آدم ، چون در گناه افتاد ، در ميان كلماتى كه براى رهايى فرا گرفت ، اين كلمات را يافت كه : « بار خدايا به حق محمد كه بر من ببخشاى ! » و بعضى از شاعران در شعرى كه در ستايش اهل بيت آن را سروده ، چنين ياد كرده است : آدم آنگاه كه بر گناه خويش آگاهى يافته بود ، / چون شما پايمرد و وسيلهء او بوديد ، فائز گرديد . خداوند فرموده است : « آن پيامبر امّى كه نامش را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مىيابند » ( 7 : 157 ) تا پايان آيه . و سخن خداى تعالى : « و مژده رسان پيامبرى كه پس از من مىآيد و نامش احمد است » ( 61 : 6 ) و سخن خداى تعالى : « آنان كه كتاب را بديشان داديم او را آن سان مىشناسند كه فرزندانشان را » ( 2 : 146 ) و سخن خداى تعالى : « بگو پس بياوريد تورات را و بخوانيد اگر راستگويانيد » ( 3 : 93 ) ، و اينها چيزهايى است كه هيچ خردمندى در آن مجال ترديد و شك نمىيابد و هيچ شبهه‌اى در آن راه ندارد . چرا كه روانيست هيچ كس از چيزى كه در كتاب خصم او نيست شاهد بياورد و از نام برده‌شدن خويش كمك بگيرد بى آنكه اين كار بنيادى استوار داشته باشد ، يا مرجعى